سوم اسفند 1381 اولین یادداشت گلابی رو پست کردم.ترم دوم دانشگاه بودم و وبلاگ نویسی یه تکلیف بود. هر هفته باید یه یادداشت علمی لینک دار!!! پست می کردیم و بعد هم خبر این مشق پر دردسر رو از طریق ایمیل به اطلاع استاد می رسوندیم...
وبلاگ نویسی برای من و همکلاسی هام کار ساده ای نبود.ساعتها توی سایت دانشگاه دنبال مطلب می گشتیم ...براش عکس پیدا می کردیم... و برای پست هر یادداشت تا مرض جنون پیش می رفتیم!!!
یا لینکش درست از آب در نمی اومد ...یا یادداشت پست نمی شد و باید دوباره از اول تایپ می کردیم...یا با فرستادن عکس مشکل داشتیم...خلاصه درد سری بود واسه خودش دیدنی ...کلی گروهمون توی سایت معروف شده بود سر این خود درگیری ها!!!
تعطیلات تابستون همون سال پایان مشق وبلاگی بود ... فقط یکی از چهار تا بلاگر به کار خودش ادامه داد ...
یه جورایی به گلابی وابسته شده بودم.از کوچکترین اتفاقات دور و برم می خواستم یه پست جور کنم و بفرستم...دوست داشتم نگاهم به همه چیز گلابی وار باشه...حتی پژوهش و پایان نامه که حالا فکر می کنم دلیل مسلمی بود برای نوشتنم...
این شد یکسال و چهار ماه و شونزده روز...خیرش رو ببینید...
نوشتن اتفاق جدیدی توی زندگی من نبود... کاغذ و مدادیش رو که تقریبا از دوسالگی شروع کرده بودم...یواش یواش خودنویسی شد و خودکاری و روان نویسی و این آخری ها هم دیجیتالی...!!!
مکافات این آخریه از همه بیشتر بود.واسه یه تنوع کوچولو باید کلی فسفر می سوزوندی وبه این در و اون در میزدی ونامه و پیغام وپسغام و اکانت نامحدود و جیب گشاد و...تازه اگه آی کیوی یه هوا بالاتر از دیپلم داشتی ای همچی می تونستی یه شبه لینکدونی از آب در آری... دیگه ریخت و قیافه اش و قالب ترکوندن و این حرفها بماند...
آقا اصلا من نمی دونم چرا این فناوریهای دیجیتالی تو کت من نمی ره...
نویسندگی سنتی خدا وکیلیش هم کم درد سر تر ه و هم کم خرج تر... لازم نیست حتما برای نوشتنت از دستورالعمل خاصی پیروی کنی... به دنبال سوژه بخصوصی باشی... و عمرا خود سانسوری هم که نمی خواد !!!
مشکلات فنی نوشتنت هم با یه پاکن و مداد تراش یا لاک غلط گیری حل می شه که این یه قلم احتمالا با آی کیوی من سازگار تر ه...!!! تنوعش هم بدک نیست...حداقل سالی یکبار با نو شدن سال و دریافت یک سر رسید جدید یا یک دفتر چه دست سازه ای !!! می تونی دستی به سر و روی خونه نوشته هات بکشی...
خلاصه اینکه من ظاهرا با همون یادداشت های روزانه خودم بیشتر حال می کنم...!!! البته با نوع جدید نگارش هم مخالفتی ندارم...برای خیلی ها جذابتره...حتی شاید خیلی وقتها واسه یه آدم نق نقو...!!!
متاسفانه دیگه انگیزه ای برای نوشتن گلابی ندارم...انگار گلابی یه جورایی مچ شده بود با تحقیق پایان نامه و حالا که دیگه درس و مشقم تموم شده باید از پرشین بلاگ بچینمش ...
در پایان از همه دوستان عزیزم: مریم، شکوفه ، لیته ، پویا ، میلاد، آرین ، ملک، اسدی، مظلومی وبصیری و ... که جایی برای گلابی توی وبلاگشون باز کرده بودن... ممنون.
برقرار باشید وپایدار...